بر و بچه های دندانپزشکی آزاد تهران مهر 87
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
مجله نردبام بالاخره به چاپ رسید...
شماره سوم ولی کاملا متفاوت با 2شماره قبلی...
بچه ها مدت 8 ماهه که من و دوستام همه تلاشمونو کردیم تا بتونیم 1مجله مستقل راه بندازیم...مجله ای که سعی شده جامع و بیطرف باشه و حدالامکان همه زمینه های علمی.فرهنگی.هنری و ...رو دربر داشته باشه..
منتظر انتقادات و پیشنهادات سازندتون هستیم...
جا داره از طرف خودم از همه عزیزانی که واقعا زحمت کشیدن که این مجله نوپا بتونه به ثمر برسه تشکر کنم...
نویسنده ها که واقعا از وقتشون گذشتن و حتی روزای تعطیل هم با کمال میل به فعالیتشون ادامه دادن....
مسئولین تبلیغات که همه بار هزینه ها و قراردادها به عهده اونا بود و به کمکشون تونستیم همه هزینه ها رو تامین کنیم تا این مجله به صورت مستقل به فعالیتش ادامه بده...
طراح محترم که صمیمانه و از دل و جون با ما همکاری کردند...
سردبیر گرامی..که اگه زحمتای ایشون نبود این مجله به اینجا نمیرسید...
و1تشکر ویژه از مسئولین دانشگاه..ریاست محترم واحد...مسئولین روابط عمومی...اساتید محترم ...و همه عزیزانی که ما رو در انجام هر چه بیشتر این مهم یاری کردند...
به پایان امدیم دفتر
حکایت همچنان باقیست...
ممنون.
وقتی که جمع کثیری از مردم اعتقاد الف را داشته باشند و جمع کثیر دیگری اعتقاد ب را ، آنوقت در هرکدام از آن دو جمع این تمایل به وجود خواهد آمد که از طرف مقابل به مناسبت اعتقاد داشتن به چیزی که سخافتش چنان آشکار است نفرت داشته باشند...
.
.
.
در هر یقینی میتوان شک کرد
و این تکاپوی خرد است...
سوال اول: چطور یک زرافه را در یخچال جا میدهید؟
سوال دوم: چطور یک فیل را در یخچال جا میدهید؟
سوال سوم: شیر جنگل، همه حیوانات را به بیشه دعوت کرده تا در کنفرانس جنگل شرکت کنند. همه هستند غیر از یک نفر. کی؟
سوال چهارم: رودخانهای در همان جنگل هست که حتما باید از روی آن رد بشوید اما پر از تمساح است. چگونه این مساله را حل میکنید؟!!!
تا کاج جشن های زمستانی ات کنند
پر کرده اند صبح تو را ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند
یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند!
ای گل گمان نکن به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی نشانه ایست که قربانی ات کنند...
خیلی عجیب نیست که مجبور باشی همه راه را تنها بروی... حداقل برای یک
بازه زمانی !... باور کن برایم عجیب نیست ! اما ادم است دیگر... یک وقت هایی ٬دلش میخواهد که یکی باشد ... یک نفر ! فرقی نمی کند ٬ پدر ٬مادر ٬ برادر ٬دوست... یا... دلت میخواهد یک نفر باشد تا کمی بایستی ٬و تکیه دهی به شانه ای ٬کلامی ٬ حرفی یا نگاهی.... سخت است که نزدیکترین ادم هایی که می شناسی ٬دورترین ادم ها باشند . همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت : تنها امده ام ٬ تنها می روم... یک وقت هایی ٬ شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای ٬کم میاوری ! ...
این روزها ٬هرچه بیشتر در این راه ٬ تنها می روی ٬ بیشتر می فهمی چقدر از ان نزدیکترین ادم ها ٬ دوری
یک وقت هایی خوب نیست پشتت خالی باشد . خوب نیست کسی حرفت را نفهمد . خوب نیست ادم ها وقتی چیزی نمی دانند ٬قضاوت کنند .... خوب نیست ادم ها برای نبودن شان ٬برای جای خالی شان ٬بهانه بیاورند . یک وقت هایی اصلا خوب نیست
ادم یکه و تنها باشد ٬ پشتش خالی باشد
این روزها باید سر و سامانی به خیال داد... ٬هیچ چیزی به سامان نرسیده است ... همین...
| Template By : Pichak |
تبلیغات
