تبلیغات
بر و بچه های دندانپزشکی آزاد تهران مهر 87 - جای خالی محبت را در قلبهایمان پر کنیم

بر و بچه های دندانپزشکی آزاد تهران مهر 87

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یه نگا به دورو برت بنداز روزی چند تا دعوا میبینی؟چند نفر یقه همو گرفتن و به هم بدو بیراه میگن؟چند نفر سر همو کلاه میزارنو به هم نامردی میکنن؟ما ادما کجا میریم؟دنبال چی می گردیم؟یه نگاه تو اینه به خودمون کردیم ؟روزی  چند نفر و با حرفامون می رنجونیمو به روی خودمون نمیاریم؟روزی چند نفر و با خودخواهی تمام پس میزنیمو فقط خودمون و میخوایم؟

وقتی تو خیابونای این شهر شلوغ قدم میزنیو به ادمای دورو برت نگاه میکنی هیشکی بهت لبخند نمیزنه انگار همه  از هم طلبکاران انگار همه با نگاه سردشون می خوان بگن سال هاس که یه قلب یخی تو سینشونه!!!

دلم واسه دوستی های قدیمی تنگ شده به هرجا که نگا می کنم رنگی ازش نمی بینم انگار ادما هرچی بزرگتر میشنو به یه جایی میرسن یادشون میرنه که همین دوستی های صاف و سادست که می تونه ادمو به زندگی امیدوار کنه

دلم پره به هرجا که نگاه میکنم دیگه از دوستی و صداقتو یکرنگی دیگه از گذشت و ایثار بین ادما چیزی نمی بینم!!نمیدونم بقیه به چیه این زندگی دل خوش کردن وقتی اینهمه واژه قشنگ دیگه تو زندگی ما ادما جایی نداره...

اولین روز کلاس زبان اون استاد با همه ی دادو فریاداش یه حرف قشنگ زد:بیاین به هم رحم کنیم تا خدا به ما رحم کنه...


نوشته شده در سه شنبه 6 مهر 1389 ساعت 13:20 توسط لیلا حبیبی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak