تبلیغات
بر و بچه های دندانپزشکی آزاد تهران مهر 87 - تصور کن....

بر و بچه های دندانپزشکی آزاد تهران مهر 87

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

تصور کن...

قراره صبح ساعت 7،15 سر  پل اشرفی اصفهانی باشم که با بچه ها بیام دانشگاه

. میگم خب این ساعت که ترافیکه....نیم ساعته میرسم...بلافاصله به خودم نهیب میزنمه که: اوووووووه....نیم ساعت؟ برو بابا... دیگه آخرش هرچقدرم تو ترافیک بمونم، 20 دقیقه...

5دقیقه به 7 سوار تاکسی میشم و ...

7،45 دقیقه میرسم!!!

و باز هم ترافیک...

کلاس ساعت 8،15 شروع میشه و ما  تا 8،20 دقیقه ،کماکان دنبال جای پارک میگردیم!!!

تو این گیر و دار، همچین چیزی اومد به ذهنم:

جدا تو اون لحظه، واقعا  به همچین جایزه ای نیازه!

درست میگم؟!


نوشته شده در شنبه 24 مهر 1389 ساعت 17:40 توسط مریم درویش نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak